بستن تبلیغات

صاحب زیباترین چشمهای دنیا

صاحب زیباترین چشمهای دنیا

داستان, داستان عاشقیه . عشق من به پسرم رهام . با همه روزمرگی های دنیا من عاشقم

در برابر پروردگار عالمیان سر تعظیم فرود می آورم و میگویم که شکر

خداوندا شکر

سپاس اینکه فرشته ای به ما دادی تا عشقمون جاودانه بشه

سپاس اینکه ما رو لایق محبتت دونستی و شامل حالمون شد

سپاس و هزاران سپاس برای هر لحظه تنفس در هوای تو...



[ موضوع : ]
[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 12:23 ] [ مادر عاشق ] [ ]
عکس

رهام و دختر عمه اش



[ موضوع : ]
[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 10:59 ] [ مادر عاشق ] [ ]
آخرین روزهای بی تو بودن ...

رهام عزیزم می نویسم تا یادم باشد و خاطرت بماند ...

من با تصمیم و اراده خودم دیگر پس از 13 سال به سرکار نمیروم

میخواهم لحظات رو با هم سپری کنیم

میخواهم دلهره نداشتنهات تموم بشه

میخواهم با هم باشیم و با هم قهقهه بزنیم . خسته شدم از بس صدای خنده هات رو از پشت تلفن شنیدم و اشک ریختم

میخواهم صبحها با هم و بدون استرس و هول زدن از خواب بیدار بشیم و دیگه هیچ وقت نگی مامی کجا میری؟

با هم صبحانه میخوریم و میریم گردش و بازی

با هم بودنها همیشه برام ارزشمنده

اینها رو می نویسم که یادم باشه هدفم از استعفاء چه بود

هدفم تو بودی و بس . بقیه چیزها حاشیه بود

میخواهم برایت بمانم تا غمی برایت نماند تا آنجا که می توانم

 



[ موضوع : ]
[ يکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 14:12 ] [ مادر عاشق ] [ ]
دیر رسید اما رسید ...

این مدارک و مستندات مربوط به دوران جنینی و پس از تولد رهام عزیزم است که نگهداری می کنم تا بزرگ بشه و ببینه

خودم که با دیدن هر کدوم از اونها خاطرات اون روزها برام زنده شد و باهاش گریستم و خدا رو شکر کردم که دارمش

 

اولین سونوی بیوفیزیکال و ان تی (NT)

 

 

 

 

دومین و آخرین سونوی بیوفیزیکال و ان تی (NT) در روز تولد

 

 

 

 

 

آزمایش زردی

 

 

اولین سفر به مشهد با هواپیما

 

دل نوشته های مادرم وقتیکه رهام رو نگه میداشت (یواشکی برداشتم)

ساعتهای غذا خوردن و بازی و ... رو نوشته هر روز



[ موضوع : ]
[ يکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 14:08 ] [ مادر عاشق ] [ ]
اگر بار دیگر فرزندم را بزرگ میکردم ...

اگر قرار بود یک بار دیگر فرزندم را بزرگ کنم . انگشتم را کم تر به نشانه ی تهدید به سوی او می گرفتم .

کم تر به ادب کردن او می اندیشیدم و در مقابل ، بیش تر به بر قراری ار تباط با او اهمیت می دادم .

کم تر به ساعتم نگاه می کردم و چشم هایم را بیش تر برای نگاه کردن به او به کار می گرفتم .

با او بیش تر به گردش می رفتم .

و ، بادبادک های بیش تری به آسمان می فرستادم .

کم ترخود را جدی می گرفتم .

امّا ، جدّی تر با او بازی می کردم .

دشت های بیش تری را با او می پیمودم .

و ، ستارگان بیشتری را با او تماشا می کردم .

کم تر او را می کشیدم که تند تر راه برود .

و، بیش تر در آغوشش می کشیدم .

رفتار خشک و سخت گیرانه ام را کم تر به کار می بردم ،

و ، در عوض ، بیش تر حمایتش می کردم .

به جای فکر کردن به ساختن خانه ، اعتماد به نفس او را می ساختم

و به جای این که عشق به قدرت را در خود رشد دهم ،

قدرت عشق ورزیدن را در خود پرورش می دادم .



[ موضوع : ]
[ شنبه 13 مهر 1392 ] [ 14:38 ] [ مادر عاشق ] [ ]
دایره المعارف رهام خان

دایره المعارف پسرم دیگه خیلی وقته تکمیل شده و خیلی خوب و بامزه حرف میزنه. بیشتر از اون میمیک صورتشه که کاملا هنری هستتتتتتتت

 

حرفهای بامزه زیاد میزنه و کارهای بامزه تر بسیار

شعر حسنی رو میخونه این شکلی

توی ده شلم لود حسنی تک و تهنا بود

فلفلی قلقلی هیچ دوستی نداشت

باباش بهش گفت خیلی چثیفی برو حموم تمیز بشی

اَه اَه اَه اَه

برو خونتونقهقهه جالبه عصبانی هم میشه

....................................................

رفته بانک با باباش امروز

برگشته به مامور بانک گفته : اَهههههههههه چه تفنگی دالی عمووووووووو؟ چند خلیدی؟ بابات برات خلیده؟

خیلی بزرگه هاااااااااااااااااااا قهقهه

 



[ موضوع : ]
[ دوشنبه 8 مهر 1392 ] [ 13:46 ] [ مادر عاشق ] [ ]
مدتهاست این دل برای تو می تپد

پسرم

عزیز تر از جانم

روح و جسمم فدای روح و جسمت

دوستت دارممممممممم

عاشقانه دوستت دارم

وقتی کنارم میخوابی و دستان کوچکت را در دست می گیرم و می گویم رهامم ببین چه دستان کوچکی داری؟ مواظب دستانت هستی؟

میگی بعلههههههه . بعد با تقلیدی از بچگی میگی مامان من اوچولواَم ؟ منم میگه آره عشقم تو اوچولوی منی و خودت رو لوس می کنی و سرت رو توی سینم فرو میبری... اونجا برای من همه بهشته

همه بهشت مگه چیه؟ همه بهشت احساس من به تو هست . همه بهشت همه زمانهایی که تو هستی

 

پسرم خوشحال باش

قراره از این به بعد پیشت باشم و دیگه هرگز تنهات نزارم

این چند وقت تصمیمات سختی گرفتم اما بالاخره گرفتم

من و تو دیگه با همیم و هیچ شغلی و کاری ما رو از هم جدا نمی کنه . هیچ کس و هیچ چیز ارزش نداره تا نبودنت رو تحمل کنم.

من و تو با هم بزرگ میشیم و قدم برمیداریم

از خدا میخوام روزهای رفته رو به من ببخشه و راههای جدید رو در روزهای جدید برام باز کنه

 

 

خدایا

من به کلمه به تو توکل می کنم کاملا ایمان دارم و وقتی میگویم به تو توکل میکنم یعنی تو وکیلمی و همه چیز دیگر با توست و من غیر از این هیچ نمی بینم . من را با نبودت آزمایش نکن و تنهایم نگذار .

آمین



[ موضوع : ]
[ يکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 14:13 ] [ مادر عاشق ] [ ]
پیام تبریک استادان خبرگزاری ایرنا

پسر عزیزم من دوستانی دارم با احساساتی لطیف تر از گل . دوست, استاد, همراه ...

سال 1384 و 85 افتخاری شد در خدمت انسان هایی شریف باشم که در دفتر خاطرات زندگیم لحظه به لحظه اش ثبت شد . انسانهایی با بوی شرافت و افتخار . کسانی که برای ایران ما بسیار زحمت می کشیدند. باعث سعادتم نیز هست که هنوز با آنها در ارتباطم و از خبرگزاری ایرنا این پیام تبریک رو برای تولدت ارسال کردند و دوست داشتند که در پست های وبلاگ دیده شود .

از قلم ارشمندشان همانند روحشان بسیار سپاسگزارم .

 


 

چه لطيف است حس آغازي دوباره و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز...روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي!

تولدت مبارک

آقا رهام تولدت مبارک. این پیام تبریک رو از طرف گروهی از خبرنگاران ایرنا پذیرا باش که روزگاری نه چندان دور، افتخار شاگردی استاد گرانقدری را داشتند که شما ایشان را امروز مادر صدا می زنید. البته عذرخواهی ما را هم بپذیر که این پیام را با تاخیر برایت ارسال می کنیم. آرزوی موفقیت، کامیابی، شادکامی، بهروزی و سلامتی شما را از خداوند منان خواستاریم.



[ موضوع : ]
[ يکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 14:17 ] [ مادر عاشق ] [ ]
جشن تولد دو سالگی رهام عزیزم

پسر مهربونم جشن تولد 2 سالگی ات را یه جشن دسته جمعی و زیبا ترتیب دادیم که تمام دوستانت که متولد این ماه بود و البته با کمی تخلص (فروردین : نیکان - اردیبهشت : آریابد - تیر : رونیکا) توی جشن بودند و یه جشن برای همتون بود .

این مهمونی روز 9 خرداد درست همزمان با روز تولدت و ساعت 12 الی 15 در پلی هاوس الهیه (پل رومی) برگزار شد . طبق معمول ما بابا جونت رو کنارمون نداشتیم . اما به حدی بهمون خوش گذشت که اندازه نداشت .

پسرکم امیدوارم عمر باعزت داشته باشی و همیشه شاد باشی

تولدت مبارک

 

 

 

 



[ موضوع : ]
[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 10:57 ] [ مادر عاشق ] [ ]
فردا تولد عزیزترینم فرد زندگیمه

 

 

پسر عزیزم این ایمیل رو امروز دخترخاله نازنینم بهنوش برات فرستاده

از شوق گریه کردم

خودش اینا رو برات تایپ کرده عزیزم

 

MaY thE suN rise tOdaY….

 

AnD fiLL uR DaY with wArMtH,

 

MaY thE fLowErs bloom tOdAy…

 

And sPrEaD ThEiR sweet FrAgRancE around !

 

MaY EveRy mOMEnT oF uR sPeCiAl DaY BriNg U mAnY ReAsoNs tO SmIlE…

 

MaKinG All yOuR wishes cOmE tRuE…FroM MoRninG,nOOn to nIgHt.

 

 

HaVE a vErY

 

 

HaPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpPpY

 

 

B’DaYyYyYyYyYyYyYyYyYyYyYyYY

 

 

**RoHaM **

 

البته این عکس خاله عزیزم هست که هفته پیش باهاش عکس انداختی

 

و این هم عکس شما با دخترخاله جونم و بابای مهربونت

 

 



[ موضوع : ]
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 10:33 ] [ مادر عاشق ] [ ]
4 روز مانده به تولدت رهام عزیز

در جشن دو سالگي فرزندم همانند نیما یوشیج می نویسم

 پسرم

دو بهار، دو تابستان ، دو پاييز و دو زمستان را ديدي

 

از اين پس همه چيز جهان تكراريست جز

 

مهربانی

 

 

عاشق نگاه کردنت و خندیدنت هستم

 



[ موضوع : ]
[ شنبه 4 خرداد 1392 ] [ 13:19 ] [ مادر عاشق ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد